مدهوش کیست و کجاست؟
بهارِ سال 2024 (1403 خورشیدی)، زمانی که نوازندههای تکسوار در کوچهپسکوچههای شهرِ شلوغ موسیقی مستقل ایران میتاختند تا شاید روزی گوش مردم این سرزمین را فتح کنند، هیچکس، حتی خودِ اعضای پروژۀ مدهوش، هم هیچ تصوری نداشتند که مدهوش کیست، کجاست و قرار است چه بکند.
زمانی علی صالحی تصمیم گرفت از گیتار زدن در تنهایی دست بردارد و در کارگاههای بداههنوازی جمعی (جم سشن) شرکت کند. در همین روزگار، او به تفاوتهای بسیارِ بین کارِ خود و نوازندگان دیگر پی بُرد؛ این تفاوتها از موضوعات اساسی گرفته، مثل تعریف عمومی از موسیقی راک اند رول، وجود داشت تا مؤلفههای ملموستر، مثل گرایش او به سبکهایی از موسیقی مدرن که سالها بود در فرهنگ شنیداریِ مردم جهان معنا و هویت پیدا کرده بودند، اما موسیقیدانان ایرانی تصور چندانی از آنها نداشتند: سالها بود که زیرمجموعههای ایندی راک، مثل ژانرهای نئوسایکدلیا، دَنس پانک، سینتپاپ، و همزمان ژانرهای کهنی که گویی در تمام این سال به طریقی حیات نباتیِ خود را حفظ کرده بودند، مثل موسیقیهای سُول، فانک و اَسید جَز، بهمرور جایگاههای بالا را در رنکینگهای فروش و امتیازدهی اِشغال کرده بودند و صدای سالهای آینده را تعریف میکردند. حالا دیگر مردم دنیا پیگیرِ تِیم ایمپالا، تایلر دِ کریِیتِر و کورانگبین بودند، اما موسیقیدانان مستقل ایرانی، سفت و سخت، به همان متالیکای قدیمی یا سولوهای دهههشتاد – نَوَدی ساتریانیمانند چسبیده بودند و حاضر نبودند هیچ صدای نویی را بشنوند. و چون اوضاع به اینگونه پیش رفت، او تصمیم گرفت قدری بیشتر جستوجو کند و همفکرانی برای خود بیابد تا به موسیقیِ تازهنفس و شنیدنیای بپردازند که در دنیا جریان داشت.
کیان ناظریان آن زمان دانشجوی سال آخر رشتۀ پزشکی دانشگاه تهران بود، از اولین کسانی که این دعوت را پذیرفت. او، برخلاف بیشترِ موسیقیدانانِ مستقلِ آن روزها، نگاه بسیار وسیعی به ژانرهای موسیقی روز داشت. کیان تا آن زمان سالهای سال پیانو نواخته بود، اما موسیقی را فعالیت حرفهای خود نمیدانست. اما زمانی که علی صالحی و کیان ناظریان برای اولینبار با همدیگر ملاقات کردند، تفاهمی که بر سر سلیقۀ شنیداریشان داشتند جای تردید باقی نگذاشت که آنها میخواهند در قالب پروژهای منسجم دست به ساختِ آهنگهایی بزنند که تا آن زمان در ایران وجود نداشت و اتفاقاً خودِ نوازندگان از مهمترین مانعهای رشد و ترویجش بودند.
داستانِ مدهوش با ورود به سفینۀ مجهزی به نام «استودیو 54» شروع شد، جایی که مهندس کارکشتۀ استودیو، پویا پایور، سالهای سال دستاندرکارِ تولید شنیدنیترین اصواتِ فارسی بود. در زمان کوتاهی که این دو نفر مشغول تمرین در استودیو 54 شدند، نوازندگان پُرشماری در جلسات تمرینی شرکت کردند که عموماً به دلیل تفاوتهای موسیقایی نتوانستند با این پروژه هماهنگ شوند. در تیرِ 1403، علی نژادعلی به پروژه ییوست تا نوازندگی درام مدهوش را به عهده بگیرد. همزمان، کیان ناظریان شروع به فراگیری درسهای سینتیسایزر نزد پویا پایور کرد و علی صالحی پیگیرِ مباحث «آهنگنویسی» شد. چند هفتۀ بعد، در شهریورماه، سهیل صادقی، نوازندۀ گیتارِ لید، و علی اصغری، نوازندۀ گیتار بیس، سینت و گیتار الکتریک، نیز به پروژه پیوستند. علی اصغری، پیش از مدهوش، سابقۀ حضور در چند گروه دیگر را داشت و تجربهای که از گروههای پیشین داشت، و همچنین نظم و ساختارمندیای که به گروه وارد کرد، سروشکلی حرفهای و منسجم به تمرینهای پروژۀ جدید داد.
در پایان شهریور 1403، اعضای این گروهِ تازه، به پیشنهادِ پویا پایور، نامِ «مدهوش» را برگزیدند. از ابتدا تا انتهای پاییز 1403، اعضای مدهوش آهنگهایی را از دَفت پانک، مای مُرنینگ جکت، تِیم ایمپالا و چند پروژۀ دیگر کاور کردند، اما درست در اواخرِ پاییز، وقتی علی صالحی ایدۀ ابتدایی آهنگ «گربه» را، که به اعتقاد خودش ترانهای نسبتاً کامل و آماده بود، برای علی اصغری و کیان ناظریان بُرد و سه نفر، در طی ماههای بعد، مشغول آهنگنویسی و ساخت دموی آهنگ «گربه» شدند. در همین اوضاع و احوال، کیان ناظریان طرح داستانی علمیتخیلی را در گروه مطرح کرد، طرحی که علی صالحی از رویش آهنگی نوشت که بعدها نامِ «سفینه» را رویَش گذاشتند. زمانی که ضبط و ساختِ آهنگ «گربه» در استودیو 54 آغاز شد، صالحی و ناظریان دستبهکارِ پیشتولید «سفینه» شدند. «گربه» آهنگ مُفصلی بود که ضبط و میکسش از اسفند 1403 تا میانۀ فروردین 1404 طول کشید.
در طی ماههای بعد «مدهوش» مشغول ساخت آهنگهای جدید و دموهای متعددی شد، تا شهریور 1404، که ضبط و میکسِ «سفینه» در استودیو 54 شروع شد. در این مدت، علی نژادعلی و سهیل صادقی از گروه مدهوش جدا شدند و امیرحسین خدایاری به پروژه پیوست تا نوازندگی درام آهنگ «سفینه» را به عهده بگیرد. در این زمان، سه عضو مدهوش تصمیم گرفتند نوازندۀ اصلیِ دیگری به پروژه اضافه نکنند و برای ضبط و اجرای آهنگهای جدید فقط به سراغ نوازندههای مهمان بروند. اما اتفاق مهمی که تابستان برای مدهوش افتاد اضافه شدن اُمید قضاتلو به مدهوش بود. اُمید توسعهدهندۀ هوش مصنوعی بود که سالها در کشور رومانی مشغولِ تحقیق و توسعۀ دانش خود بود و برای شرکتهای بزرگ جهانی کار میکرد. اُمید قضاتلو، همزمان که تهیهکنندگی مدهوش را به عهده گرفت، قدمهای مهمی برای بازاریابی دیجیتال مدهوش برداشت.
آهنگ بعدی مدهوش، «لجن»، در مهر 1404 کامل شد و گروه در آبان 1404 بار دیگر به استودیو 54 و نزد پویا پایور رفت تا این آهنگ را ضبط کند. ونداد بلاش، نوازندۀ جوانِ درام، که آن ایام در جم سشنها مینواخت، برای ضبط سومین تکآهنگ پروژۀ مدهوش انتخاب شد. «لجن» قرار است در زمستان 1404 منتشر شَوَد.
اعضای گروه
Ali
خواننده اصلی و پیشرو
رهبر کاریزماتیک با صدایی ماورایی که از ابعاد عبور میکند. حضور Nova روی صحنه مغناطیسی است و مخاطبان را به قلمرو مجازی میکشاند.
Ali SAlehi
گیتار و پروداکشن
گیتاریست مرموز که ریفهایش واقعیت را خم میکند. مهارت فنی و منظرههای صوتی نوآورانه Cipher ستون فقرات هویت صوتی ما را تشکیل میدهد.
Kian
بیس و بیت
استاد گرو که ما را زمینی نگه میدارد. خطوط بیس Rhythm ضربان قلبی است که در هر قطعه میتپد و جهانهای فیزیکی و دیجیتال را به هم متصل میکند.
Omid
کیبورد و سینت
معمار صوتی که با صدا نقاشی میکند. بافتهای اتمسفریک و جادوگری الکترونیکی Pixel مناظر سرسبزی را خلق میکند که صدای امضای ما را تعریف میکنند.